456
دیشب رفتیم بیرون با ندا و عظی
براشام رفتیم رومینا!ما داشتیم درمورد کراش من حرف میزدیم و یه پسری همنام با کراش من هم اونجا گارسون بود ک ما از قبل میشناختیمش و میدونسیم اسمش رو!
یه وقتیش بحث درمورد کراشم داغ شد و هی اینا میکفتن اره کراشت(اسمشو میگفتن)دوسدداره و هی میگفتن و قاطعانه هم میگفتن
یهو من دیدم ای داد بی داد همون پسره که هم اسم کراشمه کنارمیزماست و همه حرفامون رو شنیده😂😂
خواستم ازهمینجا اعلام کنم پسره جان بخدا منظور ما تو نبودیا😂😂😂
یه وقت خدایی نکرده به خودت نگیری!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۷/۰۳/۲۹ ساعت 9:37 AM توسط سارا
|