خوبی؟خوبم؟اوضاع بروفق مرادت هس؟
دیروز افشاربم اس داد صبح!من تایمم براش تموم شده بود اما اون گفت سارا من پیگرتم و ازین حرفا...
اگ تونستم میگیرمش دوباره
خب خب خب!
من ازونجایی ک خل شدم و اعصاب ندارم و سگم و اینا دوستان تصمیم گرفتن ببرنم سینما!رفتم فروشنده ک ی فیلم جدی و بدون حتی ی سکانس خنده داره روببینیم
ب قدری ماخندیدیم ک شیوامیگفت من شکمم عضله هاش سیکس پک شد...
خییییییییییییییییلی خوب بود!ب خوب گفته بود زکی!
خب ازابتدا ک وارد سینما شدیم شروع کردیم سروصدا کردن!
4نفربودیم ولی شیوا3تاچیپس خریده بود
خودش و فازی یکی منو عمه یکی!یه عالمه سرچیپس دعواکردیم ا خندیدیم
عاغا پشت سرمون 2تا پسربود،کنارمون 2تا...جلومون یه خونواده!
انقد دری وری گفتیم و خندیدیم ک ی وقتیش ک آروم شدیم من یهو دیدم یکی از پسر پشتیا سرش رو اورده جلو میگه بخدا ایناخوابشون برد...واین باعث شد ک دوباره ماشروع کنیم!
پوسته چیپسامونو انقدمچاله کردیم ک دیگ آهاری نداشت ک بتونه صداایجادکنه!
حرفایی ک میزدیم و میخندیدیم روهم نمیشه بیان کرد
فقط بگم ک ی چیزایی میگفتن ک من خجالت میکشیدم...
هی ام واسه پسرا دورمون برنامه ریختیم اما خب حق دارن فرار کنن ازدست ما
فیلم ک تموم شد من ب این نتیجه رسیدم ک هیچی از فیلم ندیدم
وااااااااااای لامپا ک روشن شد یهوخونواده جلویی برگشتن همه مارونگاکردن گفتن ایناکی بودن پشت سرما
اون یکی میگفت انگاراومدن خندوانه وای خیلی باحال بود
خیلی خندیدیم
بعدازسینمام رفتیم دور دور!ومثله سری قبل من سرمو بیرون میبردم و ب عابرا متلک مینداختم
البته خیلی آدم نبود تو خیابونا اون موقع شب اما اینامیگفتن ب همین تک و توکم بگو!
خییییییییییییییییییلی خوش گذشت
میخواسنم منو نبرن دوردور!اما خب من اولین نفرسوارماشین شدم و نذاشتم بذارنم...
خلاصه جاتون خالی
راستی دوستان هروقت فروشنده اومد تو بازار اگ گرفتینش ب منم بدین ببینمش...
